تبليغاتX
نمی دونم چی بگم

نمی دونم چی بگم

خداييش فقط خودت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:50  توسط   | 

نه تو مي تواني 

دل از سادگي من بكني

و نه من دلم مي ايد

تازه تر از تو

براي شعرهايم بهانه بيابم

قبول كن

ديگر براي خداحافظي

دير است

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:40  توسط   | 

اينو بدون كه توي اين دنيا فقط يك قلب است كه به خاطره خودت مي تپد

اون قلب خودته.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:36  توسط   | 

پسري از دختري پرسيد ايا اون قشنگه ؟

دختر جواب داد نه

پرسيد ايا دلش مي خواد تا ابد با اون بمونه گفت:نه

سپس پرسيد اگر تركش كنه گريه مي كنه؟و بار ديگر تكرار كرد

پسر خيلي ناراحت شد وقتي خواست بره در حاليكه اشك داشت از چهره اش جاري مي شد دختر بازوهايش رو گرفت وگفت:تو قشنگ نيستي بلكه زيبايي من نميخوام با تو باشم من نياز دارم كه تا ابد با تو باشم و اگر تو بري من گريه نمي كنم من مي ميرم براي تو.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:33  توسط   | 

به اسمان نگاه مي كنم تو را مي بينم به درخت نگاه مي كنم تو را مي بينم

به دريا نگاه مي كنم تو را مي بينم ممكنه يه كم بري اونورتر

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:26  توسط   |